


کارتون دخترانه خرگوش
در لیک دیستریکت بریتانیا، پیتر خرگوشه بههمراه پسرخالهاش بنجامین بانی و خواهران سهقلویش، فلاپسی، ماپسی و کاتنتیل، بیشتر وقت خود را صرف اذیت کردن آقای مکگرگور پیر ــ که پیشتر پدرشان را کشته و خورده بود ــ و دزدیدن سبزیجات از باغ او میکنند. آنها با زن مهربانی بهنام بئا دوست هستند که پس از مرگ مادرشان نقش مادری را برای آنها ایفا کرده و بیشتر وقتش را به نقاشی کردن از خرگوشها و طبیعت اطراف میگذراند. روزی پیتر مجبور میشود کاپشنش را در باغ مکگرگور رها کند و برای برداشتنش بازمیگردد، اما درمییابد که این یک تله بوده است. آقای مکگرگور او را گیر میاندازد، اما ناگهان بهدلیل سالها سبک زندگی ناسالمش (از جمله سیگار کشیدن، استفاده از آزبست، نوشیدن آب از حوض پرندهٔ کثیف و تغذیهٔ نامناسب) دچار سکته قلبی میشود و میمیرد. پیتر که هیجانزده شده، حیوانات اطراف را دعوت کرده و عمارت مکگرگور را تصاحب میکند.






















